Pinned toot

گفت: «سایه‌ها و خون‌ها با من
غرق شدن با من
اژدها با من
اشقیا با من
حرام شدن افتخار شاعرهاست.»

-- علی اخوان کرباسی

"My heart is just too dark to care"

تا در ورودی هم رفتم، در هم زدم، باز هم کردن ولی تو نرفتم. آماده نیستم، جای ترسناکیه اون‌جا.

هنوز کس‌خلیم و الحمدلله.

از اوراد وارده‌ی امشب، مداومت در خواندن حامد ابراهیم‌پور است. خاصه آن‌جا که می‌گوید: «سکوت کردم و تنهایی‌ام به حرف می‌آمد...»

در تن ماندن خستگی رفقا. آن خستگی که در تن می‌ماند.

تصمیم گرفت ما رو با رفتن رفقامون امتحان کنه. اسد. جاکش.

سلام، همیشه طلب کاران ارث پدری/مادری تون از ما

قابل سرقت ادبی نیستید، نمی‌شود برایتان مرد.

مثلن:
یک بمب منفجر نشده در مرز
یک بسته خاک در چمدان هستم
این بغض نیست، گریه و شیون نیست
من نصف رودهای جهان هستم
.
.
هر گوشه‌ای که آدم غمگینی‌ست
من شکلی از ادامه‌ی شب‌هاشم
این شعر را چرا به شما گفتم؟
من که قرار بود قوی باشم

در جا زدم، دویده شدم در جا
این قصه‌ی همیشگی من بود
بر سنگ قبر کوچک من بنویس:
این لاک پشت، فکر رسیدن بود

سید مهدی موسوی بعد از کتاب «پرنده کوچولو نه پرنده بود نه کوچولو» دیگه نه تنها شاعر خوبی نشد، خیلی اوقات چیز‌هایی که نوشت و منتشر کرد به «شعر» بودن نزدیک هم نبودن تا می‌رسیم به این کتاب «به روش سامورایی»

بیشتر سطرهای این کتاب یادآور مهدی موسوی شاعر سال‌های دوره با سایه‌ی تاثیری که فرار از ایران روش گذاشته. من با سه تا از پنج شعر اول کتاب اشک ریختم. دم شما گرم آقای موسوی.

«دیگر چه استفهام تلخی؟ با چه تاکیدی؟
از سستی ایمان من هرگز نترسیدی؟
هر شب میان خواب‌هایم لخت رقصیدی
مردی که هر شب امتحان می داد، من بودم!»

هنوز به‌نظرم این بهترین بیت محسن انشاییه، هنوز و همیشه.

آخرین مصرف دسته جمعیِ سال نود و نه رو کردیم. می‌ریم دست بوس خیابون‌های تهران، آفتاب نزده هرکس برسه خونه‌ی خودش که تا سحر چه زاید باز.

تو بی رحمْ گفتی: «دنیا بی‌رحمه»

هژ boosted

آلبوم «گوزن» از علی سورنا و مسئله ادبیات
meidaan.com/?p=77295

هژ boosted

من آن نیم که حلال از حرام نشناسم
شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام

البته که عصبانی‌ام. با شیوه‌ی متاثر از یه مرض موروثی.

من دیگه تا سال‌ها همین عصبانیتو عصبانی‌ام و بین تمام این عمو و عمه زاده‌ها، منم که همه‌اش بهم ارث نرسیده، بقیه دوازده ساعت دنیا رو برای هر کسی که در اطرافشون وجود داره، جهنم می‌کنن باقیش استراحته تا عصبانیت بعدی.

من ولی همین‌طوری بدون هیچ واکنشی، بدون هیچ نمود بیرونی‌ای سال‌ها عصبانی‌ام.

هرجامو کلنگ بزنی، سوراخیه به یه جهنمی برای یه اتفاقی که چندین و چند سال پیش افتاده، مستقل و در انزوا از باقی جهنم‌‌های این آدم هشتاد و چند کیلویی.

Show older
Maly

The social network of the future: No ads, no corporate surveillance, ethical design, and decentralization! Own your data with Mastodon!